هر روز یک مطلب در رابطه با مهدویت...با ما همراه باشید
چت!! ...
قصه از اينجا شروع مي شه كه ما ايرانيها هميشه دنبال راهي هستيم تا با چند نفر ديگه بشينيم و گرم صحبت بشيم تا شايد براي چند لحظه مشكلاتمون رو يادمون بره. اصلا اين مسأله براي ما فرهنگ شده. جوري كه از گذشته هاي دور در مناسبتهاي مختلف خانواده ها سعي مي كردند دور هم جمع بشن. مثل عيد نوروز، اعياد اسلامي، و همين شب يلدا.
اما گفتگو ها حد و مرزهايي داشت، قوانيني داشت و بي قاعده نبود. مثلا همه احترام بزرگتر رو نگه مي داشتند و حتي پاي خودشون رو دراز نمي كردند. بچه هاشون رو جلوي بزرگتر ها بغل نمي كردند. همه خونه بزرگتر ها مي رفتن. بزرگترها به بچه ها عيدي مي دادند، جالبه حتي دختر ها و پسرهاي جوان فاميل با هم سر يك سفره نمي نشستند!
از طرف ديگه انسان ها روحيات مختلفي دارند، بعضي ها خيلي اجتماعي و شاداب، بعضي ها گوشه گير و منزوي هستند. حتي دختر ها و پسر ها، دختر ها اكثرا عاطفي و حساس هستند و پسرها گاهي بر اساس فطرت مردانه كم احساس تر و خشن!
حالا شما حساب كنيد، وقتي آدم وارد فضايي بشه كه هيچكس نمي شناسدش، و احساس كنه كه هر چي بگه قابل پيگيري نيست، اون وقت چي مي شه
با ورود به دنياي مجازي جايي كه آدم فكر مي كنه به اين راحتي ها شناخته نمي شه، همه چيز فرق كرده. مرزها شكسته شده و خط قرمز گاهي اصلا ديده نمي شه!
اينجا ديگه معلوم نيست كي بزرگتره كي كوچكتر! اينجا بچه ها آدم بزرگن و گاهي آدم بزرگها بچه، دخترها پسر مي شن و پسرها دختر، خلاصه كه يك آش شلم شورباي حسابي! (من دختري به ظاهر سر به زير و آرامي هستم. از سال 79 وارد اينترنت شدم. به منظور عدم سوء استفاده آقايان از من به عنوان دختر, حتي ايميل و اسم هاي خود را به عنوان پسر انتخاب مي کردم.)
در اين شرايط حتي آدم هايي كه سعي مي كنن خيلي مراقب باشن و چارچوب هاي اجتماع رو رعايت كنن وسوسه مي شن كه شايد اينجا كسي من رو نشناسه ، پس من هم يكبار تجربه كنم.
و در اين شرايط خودتون فكر كنيد كه چي بسر اون كسي مياد كه بخواد طرح زندگي آينده خودش رو تو اين دنيا بريزه! (ولي باز هم عشق!!!!!!! ظاهري چشمان مرا کور کرده بود. خلاصه يک بار ادعا کرد که از من خوشش اومده و مي خواهد مرا از خانواده ام خواستگاري کند.)
شايد شما بگيد كه منظور من چيه از اين حرفا؟ آيا مي خوام بگم كه مودمتون رو بفروشيد و با پولش يك كيلو گوشت برا خونواده بخريد(چون مطلب ممكن است تا مدتي بعد در سايت باشد گوشت را كيلويي 10 ، 12 هزار تومن حساب كردم)
يا اينكه بگيد اصلا ما دنبال طرح ريزي آينده و ... نيستيم ما مي خواهيم يه تفريح سالم! داشته باشيم و چند ساعتي سرگرم شيم.
خوب من نمي گم كه اينترنت به كل بده. آخه اگه ما اين رو مي گفتيم كه خودمون تو اينترنت سايت نمي زديم! حرف اينه كه موقع كار با اينترنت بايد هدف داشت مثل اين كه شما به كتابخونه اي بريد كه هر جور كتابي توش هست ولي ندونيد چي مي خواهيد اونوقته كه بايد به صورت تصادفي يه كتاب برداريد كه شايد اصلا مناسب هم نباشه. البته شايد اين كتاب خيلي به شما ضرر نزنه.
(اما وقتي براي ازدواج سراغ اينترنت بريد مي شه مثل رفتن به ناصر خسرو براي تهيه دارو اون هم دارويي كه نمي دونيد اسمش چيه. اونوقت كافيه كه يه داروي اشتباهي تاريخ گذشته بهتون بدن و شما هم با اطمينان مصرف كنيد و ... )
پس بايد با برنامه قبلي وارد دنياي مجازي شد و سعي كرد از اون برنامه خارج نشد. حتي به نظر من اول هدفتون رو تو كاغذ بنويسيد و بعد راه پيدا كردنش رو و اونوقت از شبكه استفاده كنيد.
دوم اينكه هيچوقت به مطالب اينترنتي پراكنده اعتماد نكنيد چون اينترنت بر پايه مجازي بودن استواره و خيلي راحت مي شه مطالبي با نام ديگران و يا بر ضد ديگران توي اون درج كرد. حتما در مورد مطالبي كه در اينترنت مي بينيد در دنياي بيرون دنبال مستندات باشيد. حتي در مورد چت، و دوستان اينترنتي !
سوم هميشه پاسخ همه چيز رو از اينترنت نخواهيد. گاهي اگه سوالي رو از پدرتون بپرسيد، يا درد دلي رو با مادرتون مطرح كنيد، سود خيلي بيشتري داره تا اينكه از اينترنت بپرسيد. چون كمترين فايده اش استحكام روابط عاطفي در خانواده است.
اما اگه براي سرگرمي وارد اينترنت بشيم، و فكر كنيم كه حالا چه جوري خودمون رو سرگرم كنيم؟ ياهو مسنجر دارم، آنلاين مي شم و يه آي دي پيدا مي كنم،
- سلام
- سلام
- Asl
- 22 f iran
- من هم ايرانم، پسر، 24 ساله
- خوشوقتم
- من هم، اين عكس خودتونه كه برا آي دي تون گذاشتيد؟
- بله، زشته؟
- نه خيلي خو..........له ، واقعا قشـ.......گه
- ...
- ...
- خوب من تو يه شركت بزرگ، با حقوق عالي كار مي كنم، ماشينم يه بنز الگانسه، و مي خوام برا ازدواج با تو دوست بشم
- من هم فوق ليسانس ... دارم و 18 سالمه و دوست دارم با شما بيشتر آشنا بشم
- پس قرارمون هر روز همين ساعت
- باشه!
ببينيد چقدر راحت به حرفهاي ديگه اعتماد مي كنيم و حتي يك درصد احتمال اشتباه بودنش رو نمي ديم. و پايه يك زندگي رو روي چنين مبنايي مي ريزيم.
آمار خودكشي ها و مشكلات خانوادگي ناشي از ارتباطات اينترنتي هر روز داره بيشتر و بيشتر مي شه
ممكنه براي وقت گذراني به موتورهاي جستجو بريد و اونوقت فكر مي كنيد دنبال چي بگردم؟ پس هر چيزي كه در موردش كنجكاو هستيد وارد مي كنيد و موتور جستجو هم كه نمي تونه ببينه شما چند سالتونه، جنسيتتون چيه، اطلاعاتتون در چه حديه، هر نتيجه اي كه پيدا كنه نمايش مي ده و اونوقت ...
شايد هم سايتهاي تفريحي رو از قبل مي دونيد و وارد اونها مي شيد، اما مي دونيد خيلي از اين سايتها با پخش تصاوير، صداها و فيلم هاي افراد آبرودار چگونه اونها رو بي آبرو كرده اند و دست آخر هم اگر خيلي هنر كنند يك معذرت خواهي خشك و خالي مي كنند؟
پس حرف اول و آخر، اينترنت يه ابزاره كه مي شه ازش استفاده خوب يا بد كرد، بايد مراقب بود و با دنده سنگين حركت كرد و حتي يك پا هميشه مراقب ترمز باشه. هرگز براي پايه ريزي دنياي واقعي از مصالح دنياي مجازي استفاده نكنيد، ديوارهاي خانه را با شيشه نسازيد كه هر لحظه امكان شكستن دارد، اين ته مقاله بود يا خود مقاله؟ ببخشيد ديگه گرم شدم و نوشتم. راستي در همين زمينه اين مقاله رو هم بخونيد بد نيست: تجربه اي بسيار تلخ!
نویسنده:سلمان عرب عامری
منبع:نشریه الکترونیکی پرسمان