تبليغاتX
خلوتگه دلدادگان/مذهبي - عدالت

خلوتگه دلدادگان/مذهبي

هر روز یک مطلب در رابطه با مهدویت...با ما همراه باشید

عدالت

سهم من

حرف و حديث در مورد عدل خداوندي بالا گرفته بود. كسي براي اين موضوع جواب روشن و قانع كننده‌اي نداشت. هر كسي چيزي مي‌گفت ولي هيچ كدومش رضايت غايي براي كسي به ارمغان نمي‌آورد. بزرگ جمع در حالي كه سعي مي‌كرد انزجار خودشو از وضعيت فعلي آفرينش و روابط ناهمسان بشري مخفي بكنه گفت:«واقعاً نميتونم بفهمم كه ماجرا از چه قراره. واقعا چرا؟ شايد سؤالم بچگانه باشه ولي... چرا يكي صاحب پول، زيبايي، شهرت، اعتبار، سلامتي و ساير خوشبختي‌هاست اما يكي بدبختي از سر و كولش بالا ميره، بدهكاره، مريضه، با همسرش مشكل داره، با بچه‌اش گرفتاري داره و ... همه چيز چطور و بر اساس چه منطق يا حكمتي بين آدما تقسيم شده؟» اما به هر جهت جواب مطلوبي داده نشد. كوچك جمع كه تا حالا حرفي نزده بود يه چيزي گفت؛ اون گفت:«كسي ميدونه بارون چيه؟» بقيه همديگه رو نگاه كردن و چيزي نگفتن. يكي گفت:«منظورت چيه؟ بارون آبه...» ديگري گفت:«بارون يك پديده طبيعي هست كه...» اما كوچك جمع در اومد كه:«نه منظورم اينا نبود. منظورم اينه كه... بارون قطره قطره است. هر قطره فقط ميتونه روي يك چيز سقوط كنه. يك قطره روي خاك، اون يكي روي لجن و يكي ديگه روي برگ گياه. همه هم قطره آب هستن. ولي ميدونين چيه؟ اونا در نهايت به هم مي‌رسن... با هم جمع مي‌شن و باز هم بخار مي‌شن و ابر مي‌شن و باز بارون. اما مطمئناً قطره اي كه دفه قبل روي لجن افتاده اين بار هم روي لجن نمي‌افته؛ و قطره‌اي كه روي گياه بوده معلوم نيست كه اين بار هم روي گياه بيفته. همه به يك اندازه از سقوط روي زمين سهم دارن. اما، وقتي نگرش سطحي است و زاويه ديد تنگ، ظرف زمان و مكان رو كوچيك مي‌بينيم و فقط مي‌گيم: چرا سهم من اين قدر كمه...»

به نقل از دلنمک

+ نوشته شده در  87/04/22ساعت 13:52  توسط سالار محمدي  |